فرزین محدث: تئاتر ایران بیش از هر چیز به نظم و دیسیپلین نیاز دارد
به گزارش فیلم ۲۴- آیدا خدادوست: فرزین محدث، بازیگر و مدرس تئاتر که این روزها با نمایش «پایین نردبان» نخستین تجربه کارگردانی خود را پشت سر میگذارد، از مسیر ورودش به کارگردانی، اهمیت هدایت بازیگر، ضرورت نظم در تئاتر و برنامهاش برای ادامه این مسیر گفت.
این بازیگر سالهاست به عنوان بازیگر و مدرس در تئاتر و سینما فعالیت میکند و حالا با نمایش «پایین نردبان» نخستین تجربه خود در مقام کارگردان را روی صحنه برده است؛ تجربهای که به گفته خودش بیش از آنکه نقطه آغاز باشد، «پیشدرآمدی برای کشف دنیای کارگردانی» است.
محدث در این تجربه به جای تکیه بر میزانسنهای پیچیده و فرمهای پرجزئیات، بر بازیگر، بدن بازیگر، هدایت بازیگری و نظم اجرایی تمرکز کرده و معتقد است تئاتر ایران در شرایط فعلی بیش از هر چیز به «نظم و دیسیپلین» در تمام سطوح نیاز دارد.
وی همچنین تأکید دارد که در سالهای پیشرو قصد دارد همچنان با هنرجویان و بازیگران جوان کار کند تا بهتدریج زبان شخصی خود را در کارگردانی پیدا کند.
در ادامه، گفتوگوی تفصیلی فیلم ۲۴، با فرزین محدث را میخوانید:
از ترس ورود به کارگردانی تا کشف یک دنیای تازه
سوال: چه شد که تصمیم گرفتید یک قدم فراتر از بازیگری بگذارید و وارد عرصه کارگردانی شوید؟
محدث: در گذشته، حدود چندین سال پیش، به کارگردانی فکر میکردم. مثلاً در سال ۱۳۹۸ به این موضوع فکر میکردم که جهان کارگردانی را تجربه کنم. اما هیچوقت احساس میکردم برای ورود به این عرصه یا ترس داشتم یا فکر میکردم هنوز باید چیزهایی را به عنوان بازیگر تجربه کنم؛ با دنیاهای مختلف و کارگردانهای متفاوت کار کنم و تجربه به دست بیاورم تا بتوانم وارد یک دنیای جدید شوم.
اتفاقی که افتاد این بود که سال گذشته یک دوره کامل بازیگری برگزار کردم که به پایان رسید. بازیگرانی در این دوره حضور داشتند که احساس کردم میتوان با آنها کاری انجام داد. البته من اصولاً کلاس «ایده تا اجرا» برگزار نمیکنم؛ چون در آن صورت ایده افراد را آموزش میدهم و آنها را برای رسیدن به اجرا هدایت میکنم و در چنین شرایطی دیگر نمیتوانم آموزش بازیگری بدهم.
در طول آن مسیر شروع کردم با این هنرجویان تمرین کردن. مهران هم کنار من آمد. به او گفتم من بازیگرهای خوبی دارم و دوست دارم با آنها یک کار انجام بدهم. با هم گفتوگو کردیم، یک جهان شکل گرفت، متن شکل گرفت و تمرین را آغاز کردیم.

در این پروسه اتفاقات مختلفی افتاد. حتی جنگ ۱۲ روزه باعث شد تمرینها برای مدتی متوقف شود و دوباره ادامه پیدا کند. در طول تمرین، من مدام دنیاهای متفاوتی را در طراحی تجربه میکردم. یک بار صحنه را با کاموا تصور میکردم، یک بار شکل دیگری داشت و یک بار حتی سطلهایی داشتم که از آنها خون میریخت.
در نهایت با گفتوگوهایی که شکل گرفت، به طراحی صحنهای رسیدیم که در اجرا میبینید؛ یک میز، تعداد زیادی پارچه خونآلود که یک روانخانه را نشان میدهد و یک آینه که عمداً دوست داشتم تصویر تماشاگر در آن بیفتد.
در نهایت، کل صحنه به یک توری و یک زندان تبدیل شد؛ زندانی که میتواند ذهن باشد، میتواند دنیای درون آدمها باشد و میتواند تعابیر و تفسیرهای متفاوتی داشته باشد.
این طراحی بر اساس امکانات پلاتوی اجرایی شکل گرفته است. اگر قرار بود در سالن دیگری اجرا کنم، احتمالاً چینش این نشانهها تغییر میکرد. اما چیزی که از ابتدا در ذهنم بود و قطعاً میخواستم اتفاق بیفتد، این بود که تماشاگر داستان من را از پشت یک توری ببیند.
حتی یادم هست محیا طهانی، از فارغالتحصیلان دانشگاه تهران و طراح صحنه، کنار من آمد و پیشنهاد داد بخشی از این توری را پاره کنیم. گفتم نه، من میخواهم کل فضا توری باشد. این دنیا برایم جذاب بود؛ اینکه قرار است از پشت یک توری روایتی را ببینیم.
در نهایت، کل صحنه به یک توری و یک زندان تبدیل شد؛ زندانی که میتواند ذهن باشد، میتواند دنیای درون آدمها باشد و میتواند تعابیر و تفسیرهای متفاوتی داشته باشد.
در کارگردانی اول، هدایت بازیگر و نظم اجرا را تجربه کردم
همه این اتفاقات باعث شد با تعدادی از هنرجویان تمرین کنم و دنیای کارگردانی را کشف کنم. اما چیزی که در گام اول برای من در این دنیا کشف شد، دو مسئله بود: هدایت بازیگری و بازیگری درست روی صحنه.
من برای خودم یک پروسه دو ساله تعیین کردهام که از امسال شروع میشود و تا سال ۱۴۰۷ ادامه خواهد داشت؛ البته اگر اتفاقی نیفتد و اگر خودم در مسیر بمانم و آن را رها نکنم. در هر پروسه اجرایی میخواهم یک مورد را برای خودم به عنوان کارگردان تیک بزنم.
در این مسیر، دو تیک برای کارگردانی کار اولم دارم: بازیگری روی صحنه و هدایت آن و همچنین نظم اجرا.
سوال: بسیاری از بازیگرانی که به سمت کارگردانی میروند، سراغ فرمهای پیچیده و میزانسنهای دشوار میروند. اما در این کار میزانسن و فرم شاید به حداقل رسیده باشد و با مونولوگ و فضایی مینیمال مواجه هستیم. این مسئله نشاندهنده اعتماد شما به بازیگران است یا از زیست خود فرزین محدث و جهانبینی و درک او نسبت به متن میآید؟
محدث: مطمئناً اگر بخواهم در آینده کارگردانی کنم، کار عجیب و غریبی انجام نخواهم داد. فعلاً در ذهنم میزانسن پیچیدهای وجود ندارد. چیزی که برای من مهم است، بازیگری و بدن بازیگر به مثابه ابزاری برای نشان دادن عواطف است. بدن بازیگر برای من بخشی از میزانسن است و خودش فرم و شکلی را به من نشان میدهد.
هنوز بازیگری برایم جذاب است. من قبل از اینکه اجرا شروع شود، به بچهها به عنوان بازیگر گفتم که حتماً از بازیگری شما تعریف خواهد شد. ممکن است از متن، طراحی یا کارگردانی من ایراد گرفته شود که خودم هم به آن واقف هستم و ادعایی در این زمینه ندارم؛ چون گامبهگام دارم جلو میروم.
اما در مسیر اولیه، برای من نظم بازیگری اهمیت دارد. وقتی بازیگر مونولوگ دارد، باید بر اساس ویژگیهای جسمانی که تمرین شده، آن را اجرا کند. در چنین شرایطی توانایی بازیگر را خواهید دید؛ بازیگری که تمرین کرده، درست آموزش دیده و تلاش میکند درست بازی کند.
نکته مهم دیگر این است که من باید بر اساس مکانی که در اختیار دارم طراحی کنم. در این مکان نمیتوانم میزانسن پیچیدهای داشته باشم. این روزها به یک واژه در تئاتر که در دانشگاه با آن آشنا شدیم، یعنی «میکروتئاتر» فکر میکنم؛ تئاترهای کوتاه در مکانهای نامتعارف.
البته نمیخواهم از اسمهای عجیب استفاده کنم یا عنوانهای پیچیده برای کار بگذارم، اما چون نسبت به این موضوع آگاهی دارم، میدانم چه کاری انجام میدهم، میدانم نقدها چیست و محاسن کار کجاست. نسبت به نقدها موضع دفاعی ندارم، چون خودم زودتر از کسانی که قرار است نقد کنند، نسبت به آنها آگاهم. میدانم گام اول من است و در گامهای بعدی میدانم چه چیزهایی باید به این مسیر اضافه شود.
نمیخواهم تماشاگر در عواطف نمایش غرق شود
سوال: مونولوگها معمولاً در تئاتر ممکن است صرفاً یک روایت باشند و احساس را منتقل نکنند. شما به عنوان بازیگر و کارگردان چه کردید تا این مونولوگها احساس را منتقل کنند و کنشمند باشند؟
محدث: اولین کاری که مدنظر من بود، این نبود که تماشاگر درگیر عاطفی و حسی نمایش شود. فاصلهگذاری برشتی هم ندارم و نمیخواهم بگویم از فاصلهگذاری برشت استفاده کردهام، چون آن یک شکل و فرمت و جهان دیگری است که در کار من وجود ندارد.
اما چیزی که در ذهنم بود، این است که بین بازیگر و کاراکتر یک فاصله وجود داشته باشد؛ چیزی شبیه فاصله میان آگاهی و ناآگاهی، خودآگاه و ناخودآگاه. ما در دنیای عادی هم به عنوان انسان، مدام بین خودآگاه و ناخودآگاه در حال حرکت هستیم؛ بین غریزه و عقل حرکت میکنیم. نه صرفاً غریزه هستیم و نه صرفاً عقل.

سعی کردم این اتفاق در بازیگری این اجرا هم بیفتد. بنابراین وقتی شما عواطف را میبینید، قرار نیست کاملاً درگیر عاطفی شوید. انگار عواطف را میبینید و حواستان درگیر میشود، اما در آن غرق نمیشوید.
یکی از دلایلی که غرق نمیشوید، متن و داستانگویی است. زمانی که شما در یک داستان قرار میگیرید و با یک کاراکتر همراه میشوید، درگیری عاطفی اتفاق میافتد. شما خودتان را در کاراکتر میبینید و بخشی از روان و وجود خودتان را در آن پیدا میکنید. اما در اینجا قرار نیست کاملاً درگیر شوید.
هنوز نقش من ترکیبی از مدرس و کارگردان است
سوال: شما ابتدا به عنوان مدرس و مربی بچهها در حوزه بازیگری فعالیت داشتید. چه مرزی بین کارگردان و مدرس در این کار توانستید مدیریت کنید؟
محدث: الان نقش من، نقش کارگردان است، اما هنوز میگویم نقش من ترکیبی از مدرس و کارگردان است. این تلفیق برای من سخت نیست.
چیزی که در این کارگردانی به بازیگری من کمک میکند این است که هر شب کرنومتر میزنم و زمان اجرا را میگیرم. زمان هر بخش را اندازه میگیرم و به بچهها میگویم اینجا کنش را تندتر کنید یا ریتم را تغییر دهید.
این مسئله به من به عنوان بازیگر کمک میکند. اگر با یک کارگردان دیگر کار کردم و او میگوید این ریتم باید به این اندازه باشد، متوجه میشوم که او یک کرنومتر ذهنی دارد و من باید در اختیار کرنومتر ذهنی او باشم.
چه زمانی من به عنوان بازیگر یک صحنه را طولانی بازی میکنم؟ زمانی که بیش از اندازه درگیر عاطفی موقعیت میشوم. در چنین شرایطی تنها کنترلگر من عقل است. برای همین میگویم در بازیگری، عقل و عواطف از بین نمیروند.
اصلاً نمیتوان گفت «من در نقش غرق شدم»، چون اگر بازیگر واقعاً غرق شود، نمیتواند درست اجرا کند. دیالوگها یادش میرود و همه چیز به هم میریزد. وقتی من دارم بازی میکنم، عقلم هم در حال کار کردن است و یادآوری میکند.
من هنوز مدرس و کارگردانم. برای همین دوست دارم با نسل جدید کار کنم؛ چون در این مسیر سعی میکنم حتی آموزش هم بدهم. اگر بازیگر من تپق میزند، باید به او یاد بدهم که این اتفاق ایرادی ندارد و باید کاری کنیم که اجرا ادامه پیدا کند. اگر دیالوگش یادش میآید، باید دلیل آن را پیدا کنیم و جلو برویم.
کارگردان وقتی به معنای کامل کارگردان باشد، بازیگرانش را انتخاب میکند و میگوید فلان بازیگر بیاید و برای من بازی کند. اما من از آدمهایی که خودم پرورش دادهام استفاده میکنم. بنابراین وقتی با هنرجوی خودم یا دانشجوی خودم کار میکنم، هنوز مدرس و کارگردانم.
خلاقیت بازیگر آزاد است، اما ریتم همچنان دست کارگردان است
سوال: بچهها به این موضوع اشاره داشتند که شما خیلی اجازه خلاقیت به آنها دادید و اجازه دادید خودشان هم برای رسیدن به نقش ایده بدهند. این مسئله به کارگردانی شما لطمه نزد؟ هیچوقت احساس نکردید از چارچوبی که در ذهن داشتید خارج میشوید؟
محدث: نه، چون من چارچوب را دارم. آنها اجازه دارند خلاقیت داشته باشند و ایده بدهند، اما در نهایت من اندازه را مشخص میکنم.
مثلاً اگر در یک صحنه قرار است بازیگر دو بار بخندد، اگر این خنده به چهار بار برسد، دیگر درست نیست. باید همان دو بار باشد. ما به عنوان بازیگر گاهی فراموش میکنیم که در جهان کارگردان بازی میکنیم.
من خودم بازیگر بودهام و با کارگردانهای مختلف کار کردهام. سر کلاس وقتی تدریس میکنم، میگویم بازیگر باید بداند در جهان کارگردان بازی میکند و در نهایت باید جهان کارگردان را بازی کند.
وقتی خودم کارگردان هستم، بازیگر دست به خلاقیت میزند و ایدهای را به من نشان میدهد. اگر تأیید شود، انجام میدهد، اما ریتم همچنان دست من است. من هستم که میگویم این اندازه زیاد یا کم شده است. در نهایت باید به یک نظم برسیم.
چیزی که در بازیگری و کارگردانی اگر درست اتفاق بیفتد، به یک شکل درست میرسیم، «نظم» است؛ همان دیسیپلین اجرایی. اگر به بازیگر اجازه بدهید هر شب هر کاری که دلش میخواهد انجام دهد، نظم اجرایی به هم میریزد. بازیگر نباید نظم اجرایی را به هم بزند.
«چیزی که در بازیگری و کارگردانی اگر درست اتفاق بیفتد، به یک شکل درست میرسیم، نظم است؛ همان دیسیپلین اجرایی. اگر به بازیگر اجازه بدهید هر شب هر کاری که دلش میخواهد انجام دهد، نظم اجرایی به هم میریزد.»
سوال: به نظر شما تئاتر ایران در حال حاضر به کارگردان ماهر و تربیتشده نیاز دارد یا هنرجوها و بازیگران تربیتشده؟
محدث: تئاتر ایران به نظم احتیاج دارد؛ در همه زمینهها. در سالنداری، کارگردانی، بازیگری و همه بخشها به دیسیپلین نیاز داریم.
کارگردانی که در یک سال دو یا سه کار انجام میدهد، من دارم درباره خودم میگویم، باید بداند که برای کار اولش چه مسیری را طی میکند. بازیگری که اجرای او ساعت مشخصی است، باید نیم ساعت قبل از آن پشت صحنه باشد. اگر چنین نظمی وجود نداشته باشد، دیسیپلین وجود ندارد.

کارگردانی که فکر میکند در یک یا دو ماه باید یک کار را ببندد، اگر این روند بدون نظم باشد، نتیجه مطلوبی حاصل نمیشود. در بخش سالن هم همین است. در همه زمینهها به نظم احتیاج داریم.
البته میتوانیم یک پرانتز هم باز کنیم؛ تا زمانی که یک اقتصاد نابسامان وجود دارد، همه فکر میکنند باید زیاد کار کنند، چون امرار معاششان از این حرفه است. تا زمانی که اقتصاد درست و پایدار نباشد، این نابسامانی تسری پیدا میکند و بینظمی در همه بخشها به وجود میآید؛ در تدریس، یادگیری و آموزش.
این تسری را نمیتوان نادیده گرفت. تنها چیزی که نجاتدهنده است، نه فقط در هنر، بلکه حتی در مدیریت کلان، نظم و دیسیپلین است. هر زمان این نظم وجود نداشته باشد، همه چیز به هم میریزد.
وقتی به گذشته تئاتر ایران نگاه میکنیم، میبینیم گروههایی که فعالیت میکردند، نظم داشتند. در دنیا هم وقتی با گروههای تئاتری مواجه میشوید، میبینید که یک نظم گروهی وجود دارد؛ از تجربه تئاتر آزمایشگاهی گرتوفسکی گرفته تا گروه برلینر آنسامبل در آلمان و گروههای دیگری که سالهاست فعالیت میکنند.
نظم گروهی، سواد، دانش و تجربه اهمیت دارد. دانش هم خودش نوعی نظم است. اگر من سواد و دانش این کار را نداشته باشم، کاری که انجام میدهم بدون اندیشه خواهد بود و احتمال خطا در آن بیشتر است.
سوال: فرزین محدث در کارهایی که قرار است در ادامه در حوزه کارگردانی انجام دهد، چه چیزی را اجرا میکند که در این کار عمداً حذف کرده است؟
محدث: «پایین نردبان» برای من پیشدرآمد است؛ حتی نمیدانم میتوانم آن را نقطه آغاز بدانم یا نه. بیشتر یک پیشدرآمد است.
کار بعدی حتماً داستانگویی خواهد داشت. چیزی که شاید در این اجرا انجام ندادم، داستانگویی بود. دلیلش این بود که فکر میکردم با توجه به جهانی که در ذهنم دارم، همان نظم، همان بازیگری، همان فرمت مونولوگ و همان مکانی که در اختیار دارم، میخواهم یک مود و اتمسفر به وجود بیاورم.
اما در کار بعدی حتماً به داستان فکر میکنم. الان که با مهران درباره کار بعدی صحبت میکنیم، احتمالاً تمرین آن در اواخر فروردین یا اردیبهشت سال آینده آغاز میشود و دوباره با یک گروه دیگر از هنرجویان کار خواهم کرد.
«در کار بعدی حتماً داستان خواهد داشت و از نظر فرم نیز با این اجرا متفاوت خواهد بود. یک دنیای جدید خواهد بود. نکتهای که برای من اهمیت دارد، تجربه کردن است؛ حتی اگر در آن تجربه شکست بخورم، ایرادی ندارد.»
من احتمالاً دو، سه سال فقط با هنرجو و دانشجوی بازیگری کار میکنم. هنوز دنبال بازیگر چهره و حرفهای تئاتر نیستم تا بفهمم در کارگردانی قرار است چه کاری انجام دهم.
کار بعدی حتماً داستان خواهد داشت و از نظر فرم نیز با این اجرا متفاوت خواهد بود. یک دنیای جدید خواهد بود. نکتهای که برای من اهمیت دارد، تجربه کردن است؛ حتی اگر در آن تجربه شکست بخورم، ایرادی ندارد.
بالاخره باید این دنیا را تجربه کنم. ممکن است بعضی چیزها بشود و بعضی چیزها نشود، اما باید وارد آن شوم و تجربه کنم.
سوال: این انتخاب به خاطر این بود که «پایین نردبان» را نقطه آغاز انتخاب کردید؟ با توجه به روایتی که از بچهها شنیدم، این نمایشنامه به نوعی به پذیرش میرسد؛ اینکه شاید تهش نشود؟
محدث: من تنها دخل و تصرفی که در متن داشتم، این بود که جملهای اضافه کردم و گفتم «زندگی کردن چطور است؟»
من آدم خیلی امیدوارم. حتی در نشدن هم حتماً اتفاق خوشایندی وجود دارد. شاید این موضوع اصلاً ربط مستقیمی به مصاحبه نداشته باشد، اما من جملههایی میشنوم که مثلاً میگویند «خدا به شادی بدهکار است» و من میگویم خدا به هیچکدام از بندگانش بدهکار نیست. ما به خدا بدهکاریم؛ چون خدا میتوانست خیلی چیزها را به من ندهد، اما داده است.
وقتی به این نقطه برسم، پس هر آنچه که نمیشود، حتماً میتواند یک موهبت باشد. حتی نشدن هم میتواند خوب باشد.
«پایین نردبان» تلاشی برای رشد یک نسل جدید بازیگری است
سوال: اگر بخواهید کسی را ترغیب کنید که برای دیدن «پایین نردبان» بیاید، از زبان کارگردان چه میگویید؟
محدث: من میگویم «پایین نردبان» یک تئاتر تلاشمند در جهت رشد یک نسل جدید بازیگری است؛ اجرایی که در کنار بازیگری، بر روایت، مود و اتمسفر تمرکز دارد.
به نظرم نباید برای جذب تماشاگر زور بزنیم. هرچه صادقانهتر با تماشاگر برخورد کنیم، تماشاگر هم صادقانهتر با ما برخورد میکند.
«من میگویم «پایین نردبان» یک تئاتر تلاشمند در جهت رشد یک نسل جدید بازیگری است؛ اجرایی که در کنار بازیگری، بر روایت، مود و اتمسفر تمرکز دارد.»
ما قرار نیست تماشاگر را فریب بدهیم. باید بگوییم ما داریم این کار را انجام میدهیم. اگر دوست داشته باشید، برای ما خوشایند است و اگر دوست نداشته باشید هم حتماً برای ما خوشایند است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید