«سرزمین فرشتهها»؛ روایت معصومیت کودکانه در دل آتش غزه
گروه: ---، سینما، جشنواره فیلم فجر، یادداشت | کد خبر: ۱۹۴۴۴۶ | تاریخ: ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۵
به گزارش فیلم ۲۴، محمد مهدی احمدی: فیلم «سرزمین فرشتهها» تازهترین ساخته بابک خواجهپاشا، یکی از آثار حاضر در ویترین چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر است؛ فیلمی که اینبار به سراغ یکی از ملتهبترین و در عین حال انسانیترین موضوعات روز جهان رفته است: کودکان فلسطینی و بحران غزه. موضوعی که دیگر صرفاً یک مسئله منطقهای نیست و به دغدغهای جهانی برای افکار عمومی، هنرمندان و رسانهها تبدیل شده است.
بابک خواجهپاشا در «سرزمین فرشتهها» بار دیگر به سراغ جهان کودکان رفته است؛ جهانی که بهنوعی امضای شخصی او در کارگردانی به حساب میآید. خواجهپاشا در آثارش نشان داده که علاقهمند به روایت قصههایی است که از زاویه نگاه کودک، ساده اما عمیق، و بهدور از پیچیدگیهای تصنعی روایت میشوند. همین ویژگی در «سرزمین فرشتهها» نیز بهوضوح دیده میشود.
«سرزمین فرشتهها» به نویسندگی خود بابک خواجهپاشا ساخته شده و بار اصلی روایت آن، همانطور که از خلاصه داستان نیز برمیآید، بر دوش کودکان است. در خلاصه داستان فیلم آمده است: «در سرزمین فرشتهها زنی با عشق و مقاومت معجزهای را رقم میزند.» جملهای کوتاه و ساده که در عین ایجاز، حالوهوای کلی فیلم را بهخوبی منتقل میکند.
فیلم، روایتگر زندگی کودکانی است که در دل جنگ و بحران، هنوز به زندگی، امید و معجزه باور دارند. خواجهپاشا تلاش کرده بدون شعارزدگی و اغراق، تصویری انسانی از رنج، ترس، عشق و مقاومت ارائه دهد. او بهجای تمرکز بر نمایش مستقیم خشونت، بیشتر بر تأثیرات روانی و عاطفی جنگ بر کودکان و زنان تمرکز میکند؛ رویکردی که باعث شده فیلم لحنی ملایمتر و احساسیتر داشته باشد.
از نظر ساختار روایی، «سرزمین فرشتهها» داستانی ساده و خطی دارد. روایت فیلم بدون پیچیدگی خاص، گرهافکنی یا تعلیقهای مرسوم سینمایی پیش میرود. این سادگی، اگرچه در راستای نگاه کودکمحور فیلم قابل درک است، اما در بخشهایی میتواند برای مخاطب خستهکننده به نظر برسد. نبود فراز و فرودهای دراماتیک و تعلیقهای روایی باعث میشود تماشاگر، بهویژه مخاطب حرفهایتر، گاهی احساس کند که فیلم در یک مسیر یکنواخت حرکت میکند و غافلگیری خاصی در انتظارش نیست.
با این حال، نقطه قوت اصلی «سرزمین فرشتهها» دقیقاً در جایی قرار دارد که شاید ضعف روایی آن را تا حدی جبران میکند: بازی بازیگران، بهویژه بازیگران عرب و کودکان فیلم. انتخاب بازیگران و هدایت آنها یکی از مهمترین موفقیتهای بابک خواجهپاشا در این اثر است. از بازیگران زن گرفته تا کودکان، همگی با باورپذیری و صداقت در نقشهای خود ظاهر شدهاند و توانستهاند حس و حال موقعیت را به مخاطب منتقل کنند.
سلاف فواخرجی در نقش زنی که محور عاطفی داستان است، حضوری تاثیرگذار دارد و توانسته تصویری ملموس از مادری مقاوم و در عین حال آسیبپذیر ارائه دهد. بازی کودکان فیلم، چه در دیالوگها و چه در واکنشهای غیرکلامی، یکی از جذابترین بخشهای اثر است. طبیعی بودن بازیها، دوری از اغراق و تصنع، و هماهنگی آنها با فضای داستان نشان میدهد که کارگردان شناخت خوبی از کار با کودک دارد و توانسته اعتماد آنها را جلب کند.
از منظر فضاسازی، «سرزمین فرشتهها» تلاش میکند با استفاده از لوکیشنها، طراحی صحنه و قاببندیهای ساده، حس و حال زندگی در شرایط بحرانی را منتقل کند. فیلم بیشتر بر جزئیات کوچک و لحظههای انسانی تمرکز دارد؛ نگاه یک کودک، سکوت یک مادر، یا بازی سادهای که در دل ویرانی شکل میگیرد. همین جزئیات است که به فیلم هویتی عاطفی میبخشد.
پایانبندی فیلم نیز ساده و بیادعاست؛ پایانی که بهجای شوک یا پیچش داستانی، بر احساس و دلبری تکیه دارد. این پایان، شاید از نظر ساختاری غافلگیرکننده نباشد، اما با فضای کلی فیلم همخوانی دارد و تلاش میکند حس امید و انساندوستی را در ذهن مخاطب باقی بگذارد. پایانی که بیش از آنکه به دنبال پاسخ دادن به همه سوالها باشد، مخاطب را با یک حس عاطفی رها میکند.
در مجموع، «سرزمین فرشتهها» را میتوان فیلمی دانست که بیش از آنکه به دنبال درخشش فرمی یا پیچیدگی روایی باشد، دغدغه بیان یک روایت انسانی دارد. فیلمی که با محور قرار دادن کودکان فلسطینی، سعی میکند صدای بیصدایان باشد و یادآوری کند که در دل هر بحران و تراژدی جهانی، انسانهایی زندگی میکنند که هنوز امید، عشق و مقاومت را فراموش نکردهاند. اگرچه سادگی بیش از حد روایت ممکن است همه مخاطبان را راضی نکند، اما بازیهای باورپذیر، نگاه انسانی کارگردان و پایانبندی احساسی، «سرزمین فرشتهها» را به اثری قابل تأمل در جشنواره فجر چهلوچهارم تبدیل کرده است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید