گزارش از سومین روز چهل و دومین جشنواره فیلم کوتاه تهران
گروه: سینما | کد خبر: ۱۷۸۴۷۹ | تاریخ: ۳۰ مهر ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۹
به گزارش فیلم ۲۴، بعدازظهر سهشنبه ۲۹ مهرماه، در حالی سومین روز از چهلودومین جشنواره فیلم کوتاه تهران در مجموعه ایرانمال برگزار شد که شور و ازدحام مخاطبان جوان نشان میداد این رویداد همچنان جایگاه خود را بهعنوان مهمترین رخداد سینمای مستقل ایران حفظ کرده است.
مسافت طولانی تا محل برگزاری نخستین نکتهای بود که توجه بسیاری را جلب کرد؛ بیش از یک ساعت راه از مرکز شهر تا ایرانمال، حتی در ساعات بدون ترافیک. با این حال، این دشواری ظاهری در برابر حجم استقبال مخاطبان رنگ میباخت. سالنها مملو از جمعیت بود و فضای عمومی جشنواره با حضور فیلمسازان، دانشجویان و هنرمندان، یادآور سالهایی بود که سینما هنوز بهعنوان رسانهای زنده در قلب نسل جوان جریان داشت.
حضور چهرههایی همچون رابعه اسکویی، فریبا کوثری، جعفر دهقان و امید شمس در کنار فیلمسازان جوان، حال و هوایی میان تجربه و امید به فضای جشنواره بخشیده بود. طراحی بصری و نظم برگزاری نیز در مقایسه با دورههای پیشین ارتقای قابل توجهی داشت و ترکیب برنامهها نشان از تلاش دبیر جشنواره، بهروز شعیبی، برای همنشینی حرفهایها با نسل تازه سینماگران داشت.
در میان آثار به نمایش درآمده، فیلم «هایکپی» با بازی الهام کردا از شاخصترین فیلمهای روز سوم بود. اثری که با استفاده از تم روایی علمی-تخیلی، مسئلهی هویت انسانی را به چالش میکشد. روایت زنی که در زندگی مشترک خود با وسواسهای ذهنی شوهرش درگیر است و ناگهان با ایدهی ساخت رباتی مشابه انسان روبهرو میشود، بستری برای طرح پرسشی فلسفی درباره نسبت «انسان» و «کپی» فراهم میکند. قدرت فیلم در پایان غیرمنتظرهاش نهفته است؛ جایی که تماشاگر درمییابد مرز میان واقعیت و بازتولید، میان انسان و ماشین، چقدر شکننده است. این اثر علاوه بر بازی باورپذیر کردا، از تدوین دقیق و میزانسنهای کنترلشده بهره میبرد و نشان میدهد سینمای کوتاه امروز ایران توانایی ورود به حوزههای پیچیدهتری از روایت را یافته است.
فیلم دوم، «یکی از همین روزها خسرو میمیرد»، اثری اقتباسی است که با ساختاری آرام و نگاهی درونگرایانه، زندگی مردی سالخورده را در واپسین روزهای عمرش به تصویر میکشد. فیلم در ابتدا با دوربینی پرتلاطم آغاز میشود اما سپس به سکونی سرد و تأملبرانگیز میرسد؛ سکونی که با طراحی صحنهی دقیق و قاببندیهای ایستا همراه است. پایان غیرمنتظره اثر، هرچند در امتداد منطقی روایت قرار نمیگیرد، اما تلاش کارگردان برای ساخت فضایی استعاری از «مرگ در زندگی روزمره» را برجسته میکند. در این فیلم، مرگ نه رویدادی فیزیکی، بلکه نتیجهی فروپاشی تدریجی امید و ارتباط انسانی است.
سومین فیلم، «کاپیتان تورس»، روایتی تاریخی از دوران قحطی ایران در جنگ جهانی دوم ارائه میدهد. فیلم با سکانسی پرتحرک آغاز میشود و سپس به تدریج وارد درامی روانی میگردد که در آن شخصیت اصلی میان ترس، خشم و انتقام دستوپا میزند. کارگردان با استفاده از نورپردازی تاریک و تدوین غیرخطی، فضایی پرتعلیق خلق کرده است. تصمیم قهرمان برای کشتن فرماندهای ظالم، بهانهای است برای طرح مفاهیم عمیقتری چون مقاومت، اخلاق و خشونت در شرایط بحرانی. اگرچه برخی ضعفهای فنی در بازیهای فرعی به چشم میخورد، اما انسجام ساختاری اثر و طراحی میزانسنهای دقیق، آن را به یکی از تجربههای موفق این دوره تبدیل کرده است.
آخرین فیلم روز سوم، «لباس عروس»، اقتباسی از داستان معروف «آبجی خانم» اثر صادق هدایت است. کارگردان در این فیلم با بهرهگیری از تکنیک سکانس پلان و طراحی بصری رویاگونه، فضای وهمانگیز داستان هدایت را به زبان امروز بازآفرینی میکند. بازی رابعه اسکویی در نقشی متفاوت، از نقاط قوت اثر است؛ او توانسته میان اغراق و باورپذیری تعادلی دقیق ایجاد کند. فیلم با وجود زمان محدود، از انسجام بصری برخوردار است و بهویژه در میزانسنهای پایانی خود یادآور سینمای سوررئال ایرانی است که ریشه در آثار دهههای پیشین دارد.
در حاشیه نمایش فیلمها، حضور سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی و بهروز شعیبی دبیر جشنواره در سالن شماره یک ایرانمال، توجه حاضران را جلب کرد. این حضور، نشانهای از اهمیت یافتن دوباره سینمای کوتاه در سیاست فرهنگی کشور تلقی میشود؛ سینمایی که سالها زیر سایه تولیدات بلند قرار داشت اما امروز بار دیگر صدای خود را بازیافته است.
با خروج تماشاگران از سالنها، فضای گفتوگو و تبادل نظر میان فیلمسازان جوان تا نیمهشب ادامه دارد. در کنار همه انتقادها از کمبود بودجه، ضعف امکانات و فاصله جشنواره از مرکز شهر، یک واقعیت روشن است: سینمای کوتاه ایران زنده است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید